نانو

فناوری نانو یا نانوتکنولوژی رشته‌ای از دانش کاربردی و فناوری است که جستارهای گسترده‌ای را پوشش می‌دهد. موضوع اصلی آن نیز مهار ماده یا دستگاه‌های در ابعاد کمتر از یک میکرومتر، معمولاً حدود ۱ تا ۱۰۰ نانو متر است. در واقع نانو تکنولوژی فهم و به کارگیری خواص جدیدی از مواد و سیستمهایی در این ابعاد است که اثرات فیزیکی جدیدی - عمدتا متاثر از غلبه خواص کوانتومی بر خواص کلاسیک - از خود نشان می‌دهند. نانوفناوری یک دانش به شدت میان‌رشته‌ای است و به رشته‌هایی چون فیزیک کاربردی، مهندسی مواد، ابزارهای نیم رسانا، شیمی ابرمولکول و حتی مهندسی مکانیک، مهندسی برق و مهندسی شیمی نیز مربوط می‌شود. نانو تکنولوژی می‌تواند به عنوان ادامهٔ دانش کنونی به ابعاد نانو یا طرح‌ریزی دانش کنونی بر پایه‌هایی جدیدتر و امروزی‌تر باشد.

تعریف استاندارد

1.     به طراحی، تعیین ویژگی ها، تولید و کاربرد مواد ، ابزار آلات و سیستم‌ها با کنترل شکل و اندازه در مقیاس نانو می گویند. به دستکاری کنترل شده، جاگیری دقیق، اندازه گیری، مدلسازی و تولید مواد در مقیاس نانو می گویند و هدف آن تولید مواد، ابزار و سیستم هایی با ویژگی‌های بنیادی و عملکردهای جدید می باشد. اصول بنیادی

یک نانومتر (nm) یک میلیاردیم متر است. برای سنجش طول پیوندهای کربن-کربن، یا فاصلهٔ میان دو اتم بازهٔ ۱۲ تا ۱۵ نانومتر به کار می‌رود؛ همچنین طول یک جفتِ دی‌ان‌آ نزدیک به ۲ نانومتراست. و از سوی دیگر کوچک‌ترین باکتری سلول‌دار ۲۰۰ نانومتر است. اگر بخواهیم برای دریافتن مفهوم اندازهٔ یک نانومتر نسبت به متر سنجشی انجام دهیم می‌توانیم اندازهٔ آن را مانند اندازهٔ یک تیله به کرهٔ زمین بدانیم.. یا به شکلی دیگر یک نانومتر اندازهٔ رشد ریش یک انسان در طول زمانی است که برای بلند کردن تیغ از صورتش باید بگذرد.

شاخه‌های اصلی:می‌توان موردهای زیر را شاخه‌های بنیادین دانش نانوفناوری دانست:

سلام

امروز ۳ مهر ماه.۵شنبه هم رفتم مدرسه..مدرسه جدید..دوستای جدید..بچه های خوبی هستن..ولی قلبم به سینم فشار میاره..دلم واسه بچه ها تنگ شده..توی نیمکت ها بچه ها رو میدیدم..راحله.مینا.شکوفه.مریم ها.فاطمه ها.خدیجه.زهرا یا به قول خودمون رها.مریم.مهرناز.غزل.شاداب.سارا.سمانه.مهدیه.طاهره.

بچه های سال اول چندتایی هم که رفتن اون کلاس یا مدرسه دیگه.راضیه.فاطمه ها.هانیه.مهدیه.رویا.زهره.سکینه...

رفیقای صمیمی دبستان و راهنمایی.مریم.رویا.فریبا.کتی.ساره.هوزان.فاطمه ها.سارا.ناهید...

دبیرام

مدرسه جدیدم عالیه...

 

lv9 God

سردرد

همه ما حداقل یک بار در زندگی سردرد را تجربه کرده ایم. بسیاری از مردم به‌شدت از سردردهایشان نگرانند و گروهی از آنها هم شخصیتشان با سردرد شکل گرفته و زندگی بدون آن برایشان معنا ندارد و …

چرا دچار سردرد می شویم؟


بروز سردرد از نظر علت ۲وجه دارد. عامل بیرونی و عامل درونی. بیشترین توجه ما به عوامل بیرونی است. یک وجه مهم‌تر که نیمه خالی لیوان است و ما آن را نمی‌بینیم استعداد فرد نسبت به بیماری سردرد است که این استعداد در طول زندگی بیشتر و بدتر می‌شود.

ما بیشتر دوست داریم سردرد را به‌عنوان عاملی ببینیم که از بیرون به ما هجوم می‌آورد، نه چیزی که از درون ما سرچشمه می‌گیرد و ما به آن اعتقاد داریم. نکته دیگر وجود سیستمی در بدن است که درد را کنترل می‌کند و به آن سیستم کنترل درونی درد می‌گوییم.

به‌نظر می‌رسد نه تنها در مورد سردرد بلکه در مورد تمامی دردها این سیستم است که میزان و شدت درد را تعیین می‌کند. به‌عنوان مثال وقتی ضربه شدیدی به انگشت وارد می‌شود در لحظات اول دردی احساس می‌شود که فوق‌العاده شدید و غیرقابل تحمل است. همه ما تجربه کرده‌ایم که بعد از ۲۰دقیقه این درد کاملا از بین می‌رود و ما تعجب می‌کنیم که چرا ناخنمان کبود است یا از آن خون جاری است ولی دردش قابل مقایسه با درد لحظات اول نیست. علت این امر یک مکانیسم درونی در داخل مغز است که موادی را ترشح می‌کند که خیلی شبیه مورفین هستند.

این مواد به سرعت دردی را که در بدن وجود دارد برطرف می‌کنند. این همان سیستم کنترل درونی درد است.

این درست است که بگوییم سردرد به چند شکل خودش را نشان می‌دهد؟


بله.وقتی ما به‌طور ساده می‌گوییم سردرد، گاهی منظورمان یک بیماری است که سردرد یکی از علائم آن است اما خود سردرد هم می‌تواند یک بیماری جداگانه باشد. اکثریت مردم، سردرد را به‌عنوان یک بیماری دارند (سردرد اولیه مثلاً سردردهای میگرنی) ولی به‌عنوان یک علامت به آن نگاه می‌کنند، درصورتی که این سردرد به‌خودی خود یک بیماری است و دیگر توجیهی برای آن وجود ندارد.

مثلاً کسی که بیماری قند دارد، اگر دچار بیماری قلبی شود، می‌گوییم بیماری قلبی او ناشی از بیماری قندش است ولی دیگر نمی‌گوییم بیماری قندش به چه دلیل بوده بلکه بالا بودن قند خون، خودش توجیه‌کننده بیماری‌های دیگر است. پس برای بیماری‌های اولیه که توجیه‌کننده سایر بیماری‌ها هستند علتی وجود ندارد.

سردرد ثانویه یعنی سردرد به‌عنوان یک علامت، مثلاً اگر کسی دچار تومور مغزی شده و این تومور ایجاد سردرد کرده این یک سردرد ثانویه محسوب می‌شود؛ یعنی سردرد علامت تومور مغزی است.

چند درصد از سردردها نشانه ای از تومورهای مغزی است؟


دغدغه ذهنی تعداد زیادی از بیماران همین مسئله است اما باید گفت در اکثریت کسانی که سردرد دارند، تومور مغزی وجود ندارد. در واقع در ۹۸ تا ۹۹درصد سی‌تی‌اسکن‌ها و ام.آر.آی‌هایی که برای راحتی خیال بیماران می‌گیریم موردی از تومور مغزی نمی‌بینیم.

اصلا سردردهایی که نشانه ای از تومور مغزی هستند چه ویژگی دارند؟


مهم‌ترین نکته‌ای که دارد این است که غیر از سردرد علائم دیگری نیز در بیمار وجود دارد؛ یعنی اگر تومور مغز ‌علت سردرد باشد، قبل از آن باید باعث فلج شدن یک طرف مغز شده باشد، اختلال بینایی ایجاد کرده باشد، باعث اختلال شناختی شده باشد یا حداقل ممکن است باعث ورم در عصب چشم شده باشد. در نتیجه کسی که سردرد دارد و معاینه عصبی‌اش طبیعی است به ندرت ممکن است که در او توموری دیده شود. در چنین فردی که معاینه عصبی‌اش طبیعی است ولی سی‌تی‌اسکن‌اش دچار اختلال است باید تردید کرد که آیا واقعاً تومور مغزی باعث سردرد بوده یا نه؟

مسکن‌ها در بهبود سردرد چه تاثیری دارند؟

کسانی که تعداد سردردهای میگرنی‌شان کم است، مثلاً در ماه یک یا دو بار سردرد دارند بهترین کار استفاده از مسکن است ولی اگر تعداد سردردها از یکی، دو بار در هفته بیشتر شد درمان آن با مسکن جایز نیست و تأکید بر درمان پیشگیری است.

 

وفات امام خمینی

خواب

ویکیپدیای فارسی در تعریف خواب می‌گوید:

خواب کاهش ناگهانی جریان خون در زمان استراحت است به طوری که فعالیت بدن و ذهن کم شود و توهم‌های بینایی جایگزین تصاویر واضح واقعی بشوند. در بین پستانداران، پرندگان، ماهیان و دیگر جانوران مراحل خواب و بیداری وجود دارد. خواب برای سلامت و بهزیستی بدنی و روانی انسان‌ها و جانوران اهمیت دارد.

خواب چنان موضوع مهمی است که در تمام فرهنگ‌ها به آن اشاره شده است. اما گویی در ذهن بسیاری از ما، این مفهوم بسیار مهم، چندان جدی گرفته نمی‌شود و به راستی که بسیاری از مشکلات روانی ما، از همین خواب نامناسب به وجود می‌آید. از آنجایی که خود من خیلی خواب نامنظمی دارم و بارها به خودم قول دادم، آن را بهبود بدهم، از امروز بیشتر به سراغ موضوعاتی پیرامون خواب می‌رویم.

در این نوشته به توضیح 5 نکته می‌پردازیم که احتمالا شما هم مانند من از آنها بی‌اطلاع هستید با محوریت … خواب!

 

بسیاری از مردم از خواب می‌ترسند!

باور بکنید یا نه بسیاری از افراد هستند که از این که خوابشان ببرد می‌ترسند. کلینوفوبیا یا (سومنیفوبیا) یک جور ترس شدید و غیرمنطقی از به خواب رفتن است.

افرادی که اصطلاحا به آنها کلینوپیک می‌گوییم افرادی هستند که ترسهای مختلفی را ممکن است داشته باشند. خیلی از آنها از این می‌ترسند که شب کابوس ببینند و یا رختخواب‌شان را خیس کنند. بسیاری از آنها از اختلالات خواب می‌ترسند یا متاهلین زیادی هستند که می‌ترسند با خر و پف کردن از چشم همسرانشان بیافتند.

نوع بسیار شدید کلینوفوبیا هم هست که فرد از مرگ در خواب می‌ترسد. البته این ترسی است که بسیاری از افراد دارند (چون خواب و مرگ بسیار در ظاهر شبیه هم هستند) ولی نوع شدید آن که مانع از خواب آرام می‌شود، جز‌ئی از کلینوفوبیا محسوب می‌شود. یک وبلاگ کوچک هست که درباره این بیماری بیشتر توضیج داده است.

البته، اگرچه غیرمعمول است، ولی قابل درک است که چرا چنین ترس‌هایی به وجود می‌آید. تنبیهات مادری که فرزندش را به خاطر مواردی چون شب‌ادراری نمی‌بخشد، یا مثلا شنیده‌ها از در خواب مردن‌های هم‌سن و سالان پیرمردی تنها، چیزهای عجیبی نیستند. چیزهایی که می‌توانند آرامش یک خواب آرام را از چشمان ما بربایند.

 

 خوابگردها در خواب موجودات خطرناکی نیستند

بسیاری بر این باورند که خوابگردها موجوداتی غیرقابل پیش‌بینی یا خطرناک مسحوب می‌شوند. باور عامه بر این اصل استوار است که بیدار کردن کسانی که در خواب راه می‌روند، با خشم و خشونتی غیرقابل وصف و نوعی وحشیگری خاص همراه است. از آنجا که یک خواب‌گرد مانند یک فرد هیپنوتیزم شده، از دنیای اطراف خود بی‌خبر است، در بسیاری از موارد، حتی متوجه نیست که به اطرافیان خود آسیب می‌زند.

اما بگذارید شما را با واقعیت روبرو سازیم. عمدتا این افراد از خواب بیدار نمی‌شوند، ولی اگر بیدار شوند بسیار کم پیش می‌آید که از خود وحشیگری نشان دهند. آنها بیشتر خجالت می‌کشند و کمی هم گیج می‌شوند که چندان غیرطبیعی نیست.

بیدار کردن این افراد عموما نه تنها خطرناک نیست، بلکه به آنها کمک می‌کند که کم‌کم این رفتار را ترک کنند. حالا بماند که ممکن است در خواب گردی به خودشان هم صدمه بزنند یا مثلا از جایی سقوط کنند!

رفتار خشونت‌آمیز بیشتر به این خاطر بروز می‌کند که اطرافیان سعی می‌کنند به هر نحوی آنها را بیدار کنند. این در حالی است که بیدار کردن آنها اصلا کار راحتی نیست و آنها تمایلی به بیدار شدن ندارند. توصیه ما به شما این است که با حرکات آرام، آنها را به سمت تخت‌شان هدایت کنید. این طوری یا دوباره آرام می‌خوابند، یا به آرامی بیدار می‌شوند و درباره زمان و مکان از شما سوال می‌کنند.

 

 دیگر رکورد بیدار ماندن در کتاب رکوردهای گینس، ثبت نخواهد شد

در کتاب رکوردهای گینس، بیشتر زمان بی‌خوابی به نام پسری 17 ساله به نام رندی گاردنر ثبت شده است. این پسر آمریکایی توانست در سال 1964 رکورد 264 ساعت، بی‌خوابی را به نام خود ثبت کند. گاردنر توسط تعداد زیادی از پزشکانی که، بر روی بیمارانی که مشکل بی‌خوابی دارند تحقیق می‌کردند، زیر نظر بود. هر چند رکورد او باز هم شکسته شد اما گینس در سال 1989 قانونی را به تصویب رسانده بود که دیگر رکوردهایی، این چنینی را ثبت یا پرونده آنها را بررسی نخواهد کرد.

یکی از مشکلاتی که برای تشخیص رکورد این دسته افراد وجود داشت این بود که افرادی که آنان را زیر نظر داشتند نمیتوانستند بفهمند که آیا این افراد واقعا بیدار هستند یا اینکه با چشمان باز به خواب رفته اند. اگر دقت کرده باشید زیاد پیش می‌آید که در ظاهر بیدار هستید ولی بعدا که دقت می‌کنید می‌بینید چیزی را به یاد نمی‌آورید!

در هر حال گینس، بر طبق تصمیمی، واقعا درست، دیگر به پرونده کارهایی که مستقیما برای سلامتی انسان مضر هستند رسیدگی نمی‌کند و رکورد بیدار ماندن برای همیشه به نام رندی گاردنر به یادگار ماند.

 

 ساعت طبیعی فوق‌العاده جذاب بدن

تا حالا شده است حس کنید که صدای آلارم موبایل را شنیده‌اید، در حالی که هنوز چند دقیقه‌ای به زنگ زدنش مانده است؟ معمولا وقتی خواب هستیم این اتفاق زیاد می‌افتد. اگر برای شما هم این اتفاق افتاده است بهتر است سر تعظیم فرود بیاورید جلوی دوست عزیزمان، آدرنوکورتیکوتروپین!

این هورمون عزیز، اگر خیلی اسم پرطمطراقی دارد اما بسیار کوچک ولی در عین حال موثر است. این هورمون مدتی قبل از زمانی که باید از خواب بیدار شوید ترشح می‌شود و یک کمک بسیار بزرگ به شما می‌کند!

این هورمون ( adrenocorticotropin ) به صورت ارادی ترشح می‌شود. در حقیقت کافی است شما به خودتان القا کنید که باید در فلان ساعت خاص بیدار شوید. خود به خود بیدار می‌شوید.

اگر به این موضوع علاقه‌مند هستید، یک مقاله عالی از ایندیپندنت این مسئله را بیشتر تشریح کرده است. اگر به کارایی این روش شک دارید، باید بدانید من به صورت تجربی ( بدون اطلاع از این هورمون ) توانستم بدن خودم را برای بیدار شدن در ساعت 4:30 صبح آماده کنم و به دانشگاه بروم! زمانی که من دانشگاه می‌رفتم، روزهای دانشگاه رفتنم کاملا ثابت نبود برای همین عادت دادن بدنم اصلا کار خوبی نبود. من هیچ وقت به غیر از روزهایی که ساعت 4:30 باید بیدار می‌شدم، ساعت 4:30 از خواب بیدار نشدم. adrenocorticotropin را قبلا برای مواجهه با رویدادهای استرس‌زا می‌شناختند. اما دانشمندان حالا به این نتیجه رسیدند که این هورمون یک کاربرد فوق‌العاده هم دارد. شما را از شر استرس‌هایی که از ترس خواب ماندن به سراغ شما می‌آید نجات می‌دهد! در حقیقت دانشمندان با بررسی این هورمون در بین کسانی که می‌دانستند توی فلان ساعت خاص باید بیدار شوند، و کسانی که بدون هشدار قبلی در آن ساعت بیدار شدند به این نتیجه رسیدند. میزان آدرنوکورتیکوتروپین در دسته اول بسیار بیشتر بود. فکر کنم شما هم به نکته جذاب این قضیه پی برده‌اید!

 

فقط 4 روز فقط 4 روز کافی است!

زیاد هم بامزه نیست! شما فقط 4 روز نیاز دارید نخوابید تا دیوانه شوید! بعد از 4 روز، همه افراد حتما متوهم خواهند شد پس اگر شما هم می‌خواهید اطرافیان‌تان را سرگرم کنید، با توهم زدن و بیان توهم‌های بامزه‌تان آنها را شاد سازید.

نمونه مشهور این قضیه همین رفیق قدیمی خودمان رندی گاردنر است. رندی در محیطی کنترل شده و زیر نظر تعداد زیادی پزشک متخصص اقدام به بیدار ماندن کرد. بعد از 4 روز، سایه جنون بر سر او افتاد و توهمات آغاز شد. او دچار اختلال هویت شده بود و خود را بازیکنی آفریقایی – آمریکایی به نام پل لاو می‌پنداشت که موفق شده بود برنده جایزه Rose Bowl در فوتبال شود!

توهم فقط به او مربوط نبود. Brit Tony Wright در سال 2007 یازده روز (266 ساعت) بیدار ماند. فقط 4 روز برای او کافی بود تا او به توهم افتاد. او در دفتر خاطرات خود، به این مسئله اشاره کرده است که بعد از 4 روز، موجودات داستانی در مانیتورش با هم دیگر می‌رقصیدند. این در حالی است که چنین برنامه‌ای هیچگاه در صفحه نمایش او به نمایش در نیامد.

اگرچه استناد به این دست موارد به خاطر واقعیت حدیثی بودن آنها چندان علمی نیست، ولی تعداد بسیار زیاد مشکلات و اختلالاتی که بی‌خوابی برای طولانی مدت در فرد ایجاد می‌کند، احتمالا ما را از این تجربیات پرخطر برحذر می‌دارد. بدن ما، سیستمی فوق دقیق است که در سیکل کاری خود، احتیاج مبرمی به خواب درست دارد. چیزی که ما این روزها زیاد به آن توجه نداریم.

 

4 راه برای داشتن کلیه سالم

 

ادامه نوشته

طرز کار قلب

این عضو مخروطی شکل بصورت کیسه‌ای عضلانی تقریبا در وسط فضای قفسه سینه (کمی متمایل به جلو و طرف چپ) ابتدا در دل اسفنج متراکم و وسیعی مملو از هوا یعنی ریه‌ها پنهان شده و سپس توسط یک قفس استخوانی بسیار سخت اما قابل انعطاف مورد محافظت قرار گرفته است. ابعاد قلب در یک فرد بزرگسال حدود 6x9x12 سانتیمتر و وزن آن در آقایان حدود 300 و در خانمها حدود 250 گرم (یعنی حدود 0.4 درصد وزن کل بدن) می‌باشد.

قلب توسط یک دیواره عضلانی عمودی به دو نیمه راست و چپ تقسیم می‌شود. نیمه راست مربوط به خون سیاهرگی و نیمه چپ مربوط به خون سرخرگی است. هر یک از دو نیمه راست و چپ نیز مجددا بوسیله یک تیغه عضلانی افقی نازکتر به دو حفره فرعی تقسیم می‌شوند. حفره های بالایی که کوچکتر و نازکتر هستند بنام دهلیز موسوم بوده و دریافت کننده خون می‌باشند. حفره‌های پایینی که بزرگتر و ضخیم‌ترند بطن های قلبی هستند و خون دریافتی را به سایر اعضاء بدن پمپ می‌کنند. پس قلب متشکل از چهار حفره است: دو حفره کوچک در بالا (دهلیزهای راست و چپ ) و دو حفره بزرگ در پایین (بطنهای راست و چپ). 



تصویر سه بعدی ضربان قلب

89

http://hampress.files.wordpress.com/2008/03/norooz2.jpg

خداوندا ، نمیدانم چه تقدیری مرا فرموده ای اما

برای دوستان من عطا فرما :

هزار و سیصد امید

هزار و سیصد و هشتاد بهروزی

هزار و سیصد و هشتاد و نه لبخند زیبا
 
۱۳۸۹
 
 
http://img.tebyan.net/big/1387/12/2211581531187591011915325299212523896150.jpg

ت ت تشریح

 بهترين تصاوير زيبا سازي،شکلکهاي ياهو،کد موزيک ¤¤

سلام سلام

 

انشالله که خوبین...

 

اومدم باز ولی با دست پر...

 

با تشریح قلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ¤¤ بهترين تصاوير زيبا سازي،شکلکهاي ياهو،کد موزيک ¤¤ــــــــــــــــــب اومـدم

 

وای نمی دونید چقدر حال داد... ¤¤ 2nya93¤¤

 

خب اینم از تشریح قلب ¤¤ 2nya93¤¤

 

عکس هایی رو که گرفتمو گذاشتم ادامه مطلب+مراحل تشریح... ¤¤ بهترين تصاوير زيبا سازي،شکلکهاي ياهو،کد موزيک ¤¤

 

(عمل جراحی قلب گوسفند با موفقیت انجام شد و خانواده محترم بیمار به جایه هزینه جراحی به مدت یکسال فرآورده های لبنی میارن در مدرسمون)

 

امروز رفتیم راهپیمایی ۲۲ بهمن ...همه چیز عالی بود...

 

خب با اجازه رفع رحمت کنیم ¤¤ بهترين تصاوير زيبا سازي،شکلکهاي ياهو،کد موزيک ¤¤

 

ادامه نوشته

درك مزه

مكانيزم درك مزه ها:            

      به طور کلي مواد با تاثير بر گيرنده هاي چشايي , سبب دپولاريزه شدن اين سلول ها و درنتيجه احساس مزه مربوط به خود در ما مي شوند . چگونگي دپولاريزه شدن اين گيرنده ها , در چهار مزه اصلي با هم متفاوت است  . در اين مبحث , مختصرا به چگونگي درک مزه ها اشاره مي کنيم :

شوري ( saltiness )

     ايجاد مزه ی شور اکثراَ در اثر يون سديم ايجاد مي شود . گيرنده هاي شوري , کانال هايي براي يون سديم دارند . اين کانال ها با کانال هايي که در ايجاد پتانسيل عمل نقش دارند از اين نظر که هميشه باز هستند و به ولتاژ حساس نمی باشند  تفاوت دارند . وقتی غلظت يون سديم در بيرون سلول هاي داراي اين کانال ها افزايش يابد بر طبق پديده انتشار به درون سلول گيرنده شوري سرازير مي شوند که نتيجه آن دپولاريزه کردن غشاء اين سلول ها و ايجاد پتانسيل عمل است .

ترشي (sourness )

    غذاهاي ترش مزه خاصيت اسيدي دارند و پروتون آزاد مي کنند. اين پروتون ها به دو طريقه گيرنده هاي شوري را تحريک مي کنند:1ـ پروتون ها از طريق کانال هاي سديمي ( مربوط به مزه شوري ) وارد سلول مي شوند در نتيجه غشاء سلول گيرنده دپولاريزه مي گردد. 2ـ پروتون ها با اتصال به کانال هاي پتاسيمي , آنها را غير فعال کرده و در نتيجه با عدم ورود يون پتاسيم , اين سلول ها دپولاريزه مي گردند . 

شيريني ( sweetness )

     براي درک مزه هاي شيرين چندين مکانيزم وجود دارد : برخي مولکول هاي محرک شيريني با اتصال به گيرنده هاي اختصاصي و فعال کردن پيامبرهاي ثانويه اثر خود را اعمال مي کنند . مثلا ساکارز با اتصال به گيرنده هاي شيريني سبب فعال شدن G ـ پروتئين ها مي شود اين پروتئين ها ي فعال شده , آنزيم آدنيلات سيکلاز را فعال مي کنند که نتيجه آن افزايش غلظت درون سلولي cAMP  است . cAMP پروتئين کيناز A را فعال مي سازد . اين پروتئين کيناز با فسفريله کردن کانال هاي پتاسيمي ( با کانال هاي دخيل در ترشي فرق دارند ) آنها را غيرفعال مي کند در نتيجه با عدم ورود يون پتاسيم به درون سلول , غشاء دپولاريزه مي گردد . برخي ديگر از مولکول هاي محرک شيريني , پيامبر ثانويه اي مثل اينوزيتول تري فسفات ( IP3 ) دارند . و بالاخره برخي مولکول هاي ديگر , اصلا پيامبر ثانويه ندارند و خود مولکول محرک شيريني , کانال هاي کاتيوني را تحت تاثير قرار مي دهد .

تلخي ( Bitterness )

    مزه ی تلخي نيز با چند مکانيزم درک مي شود : برخي ترکيبات محرک تلخي ( مانند کلسيم و کوينين ) مستقيما به کانال هاي پتاسيمي متصل شده و آنها را بلوکه مي کنند . برخي مولکول هاي ديگر با اتصال به گيرنده هاي غشايي , G ـ پروتئيني را فعال مي سازند که با تحريک فسفوليپاز C , غلظت اينوزيتول تري فسفات را در سيتوزول افزايش مي دهد . اين پيامبر ثانويه با تاثير بر منابع کلسيمي ذخيره شده در خود سلول , سبب رها سازي کلسيم از اين منابع و در نتيجه افزايش غلظت کلسيم در سيتوزول مي شود . با اين افزايش کلسيم , وزيکول هاي حاوي انتقال دهنده عصبي به غشاء متصل شده و در نتيجه نورون هاي بعدي تحريک شده و اثر مولکول محرک تلخي به مغز مخابره مي شود . به نظر مي رسد برخي گيرنده هاي ديگر با تحريک آنزيم هاي تجزيه کننده cAMP, غلظت اين پيامبر ثانويه را رد سلول کاهش مي دهند .

بويايي ( Smell ) 

     تنها يک مکانيزم براي ايجاد پتانسيل عمل در گيرنده هاي بويايي وجود دارد که مي توان آن را بصورت زير خلاصه کرد : با اتصال مولکول هاي بودار به پروتئين گيرنده بويايي در غشاء سلول هاي گيرنده بويايي , به ترتيب با فعال شدن G ـ پروتئين و انزيم آدنيلات سيکلاز , غلظت درون سلولي cAMP افزايش مي يابد . اتصال اين پيامبر ثانويه به کانال هاي کاتيوني مخصوصي , سبب باز شدن اين کانال ها و در نتيجه ورود يون هاي کلسيم و سديم به درون اين سلول ها مي شود . کلسيم با اثر بر کانال هاي کلري فعال شونده با کلسيم , سبب باز شدن آنها و در نتيجه خروج يون هاي کلر از اين سلول ها مي شود . با خروج يون هاي کلر از اين سلول ها , غشاء دپولاريزه شده و پتانسيل عمل بوجود مي آيد . لازم به ذکر است که در سلول هاي گيرنده بويايي , غلظت يون کلر در درون سلول بسيار بيشتر از غلظت ان در بيرون از سلول است . در نتيجه خروج يون هاي کلر از سلول ,  به جاي هيپرپلاريزاسيون سبب دپولاريزه شدن آن مي گردد .  

 

موش

  ابتدا موش را با مواد شيميايي خاص مانند کلوروفورم بيهوش کرده ، جانور را فيکس و تشريح را از ناحيه ي شکم شروع مي کنيم . پوست و عضله را به ترتيب جدا کرده ، قفسه ي سينه را بر مي داريم و مطالعه روي اندام هاي داخلي جانور را آغاز مي کنيم . ديافراگم که يک پرده ي عضلاني است قفسه ي سينه و حفره ي شکم را از هم جدا کرده است . اندامهاي بالاي قفسه ي سينه و ديافراگم شامل :

 ۱- دستگاه تنفسي

 ۲- ششها که شش چپ تک لوب و شش راست چهار لوب دارد

۳- قلب چهار حفره اي

۴- تيموس که يک عضو لنفاوي است و بالاي قلب قرار دارد که سفيد رنگ و داراي دو لوب است . ديافراگم در ابتداي مري بوده و بلافاصله بعد از آن کبد پنج الي شش لوبه را مي بينيم که کيسه ي صفرا به رنگ زرد روشن مابين لوبهاي راست و چپ و در بخش فوقاني آن قابل مشاهدا است .  دستگاه ادراري : در دو بخش مشابه و شامل يک جفت کليه ي متانفريدي است. در بالاي هر کليه يک غده ي فوق کليه قرار دارد . از ناف کليه ها يک جفت ميزناي خارج مي شود که وارد مثانه ي عضلاني و برجسته مي شود . ادرار نيز از طريق مثانه و توسط مجراي پيشابراه خارج مي شود .دستگاه تناسلي : دستگاه تناسلي نر شامل يک جفت بيضه ي درشت و زرد رنگ است که از حفره ي شکم خارج و وارد کيسه ي اسکلروتورم  مي شود . اپيديديم دو بخشي است که بخشي از آن در بالاي بيضه و بخشي در پايين بيضه قرار دارد . اين دو بخش توسط يک مجراي مشترک به هم مرتبط مي شوند . از اپيديديم تحتاني ، دفران که يک مجراي برجسته است منشا مي گيرد . دفران کيسه ي اسکلروتورم را دور زده واردحفره ي شکم مي شود . غده ي وزيکول سمينال هم به دفران اضافه شده ، مثانه را دور مي زند و با پيشابراه يکي شده و مجراي مشترک تناسلي را مي سازد که از طريق منفذ رآس پنيس خارج مي شود . دستگاه تناسلي ماده شامل يک جفت تخمدان کوچک حاوي تخمک هاي کم زرده ، شيپور فالوپ و لوله ي فالوپ کوتاه است . هر لوله ي فالوپ به يک شاخ رحمي متصل شده که شاخ رحمي چپ و راست در جلوي راست روده به هم رسيده يکي مي شوند و جسم رحم را مي سازند .دستگاه تناسلي ماده در نهايت از طريق مدخل واژن به بيرون راه پيدا مي کند .

 

پس از 30 قرن

 

سین......لام.........الف........میم222

 

خوبیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن؟؟؟

 

حال میکنین با مدرسه ها؟؟؟؟؟؟؟؟

 

بعد ۳۰ قرن موفق شدم یه آپ کنم3120

 

من عضو کلاس دوم تجربی ۱ شدم

 

بعضی از دبیرامون هم عوض شدن

اینقدر اتفاق تو مدرسمون افتاد که فقط بچه ها(ی مدرسمون) میدوننdash

 

خلاصه ای از برنامه ها رو میگم(البته کلیات)

 

۱ مهر مراسم بازگشایی مدارسchay

روز اول مدرسه دبیرها تدریس کردنteachبرنامه کلاسی کامل رو هم دادن

 

بچه های شاهد و بردن جشنواره یاد و خاطره شهیدان.واقعا جالب بود

به مناسبت هفته بهداشت روان یه خانم دکتر اومدن و برامون صحبت کردنthankyou

 

هفته تربیت بدنی هم فضای مدرسه زیبا شدcool1

 

یه اقا پلیسه هم برامون درباره...صحبت کردن(خصوصی فقط باید بین دخترا باشه)

 

۲۸ مهر روز دختـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر یه مراسم داشتیم باحالbighug

 کاندیدای شورای دانش آموزی هم اسم نوشتنمنم امسال گفتم به دیگران یه رخصت بدم چند رای اضافه بیارن اسم ننوشتم دیگه

 

امروز با کلی ذوق و شوق که عصر میخوام برم تمرین والیبال حالم گرفته شدزنگ زدیم گفتیم ساعت چند شروع میشه گفتن با اجازتون تموم شدهاینم از این حالا ببینیم چه شود...

م م م م م م م م م ...چرا یادم نمیادبقیه رو که یادم اومد میام اضافه میکنم

 

منو چند تا از دوستام میخوایم قورباغه تشریح کنیم به همین دلیل مراحل تشریح قور قوری جون رو میذارم

 اخه کی دلش میاد دل و قلوه قوری رو بریزه بیرون عزیزم

ابتدا بايد جانور را قطع نخاع کرد که اين عمل شامل سه مرحله است :
    الف . بوسيله ي سوزن تشريح از حد واسط دو چشم به طرف پاهاي جانور حفره اي را پيدا مي کنيم که به اين حفره «روزنه ي پيمانه اي » مي گويند . سپس سوزن را به داخل بدن مي فشاريم تا حالت شکستن استخواني را احساس کنيم که اين شکستن ارتباط بين مغز و نخاع  جانور را قطع مي کند و از درد کشيدن جانور جلوگيري مي کند . 
    ب . سپس سوزن را از همان حفره ي داخل ستون فقرات ، به طرف پاهاي جانور برده و اعصاب نخاعي جانور در ناحيه ي مهره ها را به طور کامل از بين مي بريم . اين عمل را تا زماني که پاها به طور کامل صاف نشده است ادامه مي دهيم .
    عمل تخريب اين اعصاب با سوزن تشريح به صورت جلو و عقب بردن و به طور همزمان چرخش سوزن در ستون فقرات انجام مي گيرد .
    ج . سوزن را از همان حفره به طرف سر و مغز جانور داخل مي کنيم و با دو حرکت دايره اي کوچک و بزرگ به ترتيب مغز را تخريب مي کنيم .
    هشدار : دقت شود در هنگام تخريب مغز ، سوزن را به آرامي حرکت دهيم زيرا ممکن است دچار خونريزي شود و يا سوزن از دهان جانور بيرون آيد و کار را براي تشريح کننده مشکل کند .
    بعد از اتمام کار بايد مطمئن شويم که جانور به طور کامل قطع نخاع شده و بيهوش است .
    هشدار : اگر قطع نخاع به طور کامل انجام نشده باشد جانور درد کشيده و در هنگام تشريح ممکن است به هوش آيد. و کار را در ادامه مشکل کند.
    به اين منطور يکبار سوزن تشريح را به آرامي به چشم چپ جانور مي زنيم اگر تحريکي از سوي جانور ديده نشد مغز بخوبي تخريب شده است. 
    بار دوم سوزن را به پاها مي زنيم اينبار هم اگر تحريکي ديده نشد تخريب نخاع جانور بخوبي انجام گرفته است.
    سپس جانور را به پشت مي خوابانيم و آنرا فيکس مي کنيم . ابتدا بايد پوست را جدا کنيم که اين عمل به راحتي انجام مي گيرد . سپس نوبت به جدا کردن عضلات مي رسد که در اين مرحله بايد مواظب باشيم به امحاء و احشاء جانور صدمه نزنيم. در مرحله بعد هم پوست و عضله را فيکس مي کنيم . 
    اين نکته را هم بايد درز نظر داشته باشيد که در هنگام جدا کردن عضله ها مراقب باشيد سياهرگ شکمي پاره نشود زيرا تپش قلب مي ايستد و جانور مي ميرد.
    بعد از انجام دادن تمامي اين مراحل تشريح جانور به پايان رسيده است و شما مي توانيد مطالعات خود را بر روي اعضاي داخلي بدن جانور آغاز کنيد.
    به اميد خدا توضيح کامل تشريح اعضاي دروني بدن قورباغه را در آينده اين نزديک بيان خواهم کرد.

 

 پس از انجام عملیات قتل گزارشش رو به عرضتون میرسونم

خداحافظ

88-89

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام      http://2nya-pink.blogfa.com/نه ناراحت نشيد اين اشک شوقه .

فردا داريم ميريم مدرسه    http://2nya-pink.blogfa.com/دلم برا همه بچه ها تنگ شده.

بهنـــــاز

النـــــــــــــــــــــاز

شکــــــــــــــــــــــــــــــوفه

خديجــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

زهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرا

فاطمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

سکينــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

فاطمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

زهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــره

سولمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاز

راضيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

فاطمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

رويــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا

مهديــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

مينــــــــــــــــــــــــــــــــــا

هانیـــــــــــــــــــــــــه

فاطمـــــــــــــه

سمانــــــه

نجمــه

معصومــــــه

زهـــــــــــــــــــــــرا

ساغـــــــــــــــــــــــــــــــــر

مريـــــــــــــــــم

      http://2nya-pink.blogfa.com/    http://2nya-pink.blogfa.com/    http://2nya-pink.blogfa.com/

همچنین مسئولین و معلم های خوب مدرسه

     http://2nya-pink.blogfa.com/

هفته دفاع مقدس رو هم به همه مردان جبهه تبریک میگم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امیدوارم سال تحصیلی جدید رو بهتر از سالهای قبل شروع کنید

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

با آپ های جدید مدرسه ای خدمتتون میرسم

      http://2nya-pink.blogfa.com/

خداحافــــــظ

     http://2nya-pink.blogfa.com/
 

به نام حضرت دوست

بازگشت همه به سوی اوست

 

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته بجاست
خرّم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

 

استاد عزیز سرکار خانم آذرپرا بدینوسیله درگذشت پدر گرامیتان را

به شما و خانواده ی تان تسلیت می گویم.

 برای آن مرحوم از خداوند بزرگ طلب مغفرت می کنم

و برای بازماندگان بقای عمر آرزومندم.

 

دنیا.م 

سنگ بزرگ آسمانی

 

خوبین؟خوشین؟؟سلامتین؟؟؟نماز روزه های نگرفتتون قبول باشه خیلی وقت بود آپ نکرده بودیما ولی دیگه مدرسه داره میرسه و روز از نو روزی از نو

فاطی و هانی شما چرا آپ نمی کنید ها؟؟؟تا من نباشم...

ولی ایول به خودم یه حال اساسی به وب دادم.قالب جدید گذاشتم تو قالب دستکاری کردمنشستم از اول همه عکسایی رو که باز نمی شدنو درست کردم و...Computerدیگه داشت حالم بد میشدخلاصه کلی هنر از انگشتام ریختزندگیه دیگه یه کم سختی یه راحتیLibraیه خبر باحال این پایینه

 

دانشمندان علم نجوم برای نخستین بار در مورد ورود احتمالی جسمی شبیه یک سنگ بزرگ آسمانی در سال 2030میلادی به جو کره زمین اتفاق نظر پیدا کرده اند.این جسم که ۲۰۰sg۲۴۴ نام گذاری شده است،احتمال دارد در تاریخ 21 سپتامبر2030میلادی وارد جو زمین شود.قطر این جسم 30تا70متر تخمین زده شده و ترکیب آن سنگ و آهن است که در زمان اصابت می تواند انفجاری به قدرت 2مگاتن نیرو(100برابر انفجار اتمی هیروشیما)ایجاد کند.

نه زیاد نترس یه راه حلی براش پیدا میکنمHello

نظر یادت نره.بای بای

 

تابستون خوش اومدی

سلام خدمت شما بچه های خوب و با معرفت

تابستان هم فرا رسید نمی دونم بگم چه حالی میده یا چه بد؟؟؟گرما سر رفتن حوصله یه طرفه تعطیلی آزادی هم یه طرف.به هر حال میگذره

کلاس اول دبیرستان رو هم با همه خوبی بدیش گذروندم امروز هم رفتم انتخاب رشته کنم .معلومه که چه رشته ای رو انتخاب کردم تجربیواقعا نمی دونم سال دیگه رو چه جوری شروع می کنم.ولی ایول به مدرسمون سال دوم هم خانم زنده باد عزیز دبیر زیستمونانشالله همیشه سرزنده باشه و باشن و باشین.

 

 

بای بای تا بعد

جزیزه ما(منو همکلاسی هام)

همینطوری

واکسن و تاریخچه آن

بیش از هفده سال از تاریخی که سازمان جهانی بهداشت رسما اعلام داشت برای نخستین بار یک بیماری عفونی (آبله) از سطح کره زمین ریشه‌کن شده است، می‌گذرد. دیگر احتیاجی به بیمارستانهای مخصوص برای درمان مبتلایان به آبله نیست و واکسناسیون علیه آن در همه جا متوقف شده است. پولی که با ریشه‌کن شدن آبله در جهان پس‌انداز می‌شود، هر سال بالغ بر یک میلیارد دلار است. یعنی رقمی بیش از سه برابر آنچه برای اجرای برنامه ریشه‌کن‌سازی هزینه شد. به دنبال آن در اجلاس مجمع جهانی بهداشت در سال ۱۹۸۸، آن سازمان برنامه آینده خود را برای ریشه‌کن ساختن فلج اطفال تا سال ۲۰۰۰ میلادی اعلام داشت. 

چکونگی کشف واکسن اولیه

جنر واکسن خود را در پی کار طولانی و طاقت فرسا در آزمایشگاه کشف نکرد. در ۱۹ سالگی شیردوشی به او گفته بود که هرگز به آبله مبتلا نخواهد شد، چون قبلاً به آبله گاوی مبتلا شده بود. بعدها وقتی جنر پزشک شد و به بی‌فایده بودن تلاشهایش برای درمان این بیماری پی برد، جمله آن شیردوش را به خاطر آورد. اوتحقیق کرد و دریافت شیردوشان تقریباً هرگز، حتی وقتی از مبتلایان به آبله پرستاری می‌کنند، دچار آبله نمی‌شوند. به نظرش رسید که آبله گاوی را به افراد تلقیح کند، تا آنها را از ابتلا به بیماری مرگبارتر آبله مصون سازد. این بخت یاری حقیقی بود. بدون اینکه زحمتی بکشد، دریافت که آبله گاوی باعث ایمنی در برابر آبله می‌شود. قوه تشخیص او به اندازه‌ای بود که توانست به ارزش این حقیقت پی ببرد و از آن استفاده کند.

جنر در سال ۱۷۷۵ در زمینه عقاید روستاییان گلاسترشر درباره آبله به تحقیق پرداخت و دریافت که دو نوع آبله گاوی وجود دارد و فقط یکی از آنها از آبله پیشگیری می‌کند. همچنین تعیین کرد که نوع موثر آبله گاوی تنها وقتی اثر محافظتی دارد که در مرحله خاصی از بیماری منتقل شود. او برای آزمودن نظریه‌اش مقداری از مایع درون تاولهای دست شیرفروشی را که به آبله گاوی مبتلا بود بیرون کشید و آن را به لندن برد و با دقت مایع آبله را به پسرکی تلقیح کرد و همانطور که جنر پیش‌بینی کرده بود پسرک به آبله دچار نشد. جنر از واژه واکسیناسیون استفاده نکرد، بلکه به جایش لفظ مایه‌کوبی یا « واریوله واکسینه» را به کار برد معنای لغوی اصطلاح لاتینی اخیر « تاولهای ریز گاو » است. تا حدود یک قرن بعد، مایه کوبی جنری آبله گاوی، تنها روش ایمن‌سازی علیه بیماری بود. 

پژوهشهای پاستور در مورد کشف واکسن

در سال ۱۸۸۰ لویی پاستور برای ایمن‌سازی مرغان علیه وبا، که در یک همه‌گیری ،۱۰% طیور فرانسه را از بین برده بود، روشی ابداع کرد. او باکتری ایجاد کننده این بیماری را جداسازی کرد و با کشت شکل ضعیف شده و تلقیح آن به مرغان، آنها را نسبت به حمله مرگبار بیماری ایمن ساخت. اصول کلی روش پاستور با روشی که جنر برای مایه‌کوبی با آبله گاوی ابداع کرد یکی بود. قبل از آنکه ویروس آبله به شکل آبله گاوی به شیردوش منتقل شود، در بدن گاو ضعیف شده بود. در سال ۱۸۸۱، پاستور با روی آوردن به سیاه زخم، که از بیماریهای گاو و گوسفند است، باسیل آنرا جدا کرد. او این باکتری را در دمایی بالاتر از دمای بدن حیوان کشت داد تا مایعی برای تلقیح تهیه کند که موجب حمله خفیف سیاه زخم در جانور شود و حیوان را برای روزی که دچار حمله شدید بیماری می‌شود، ایمن سازد. 

همانطور که خود پاستور گفت، او برای ارج نهادن به شایستگی و خدمات مهم یکی از بزرگان انگلیسیها ، یعنی جنر واژه واکسیناسیون را بطور کلی برای روش مایه‌کوبی پیشگیری کننده، وضع کرد. چهار سال بعد پاستور واکسنی برای بیماریی که در حیوانات هاری و گاه در انسان آب‌گریزی خوانده می‌شود، ابداع کرد. 

پژوهشهای پیش‌گامانه پاستور، که بر کشف بخت‌یارانه جنر مبتنی بود، ایمن‌سازی را به دانش بسیار کارآمد تبدیل کرد و زمینه را برای وقوع انقلابی در مهار بیماریهای عفونی آماده ساخت. شاید گذشته از کشف آنتی بیوتیکها، هیچ اکتشافی چنین تاثیر عمیقی بر سلامت انسان نگذاشته باشد. به نوشته ورکلارک در پایه‌های تجربی ایمنی شناسی معاصر (۱۹۸۶) گل سر سبد موفقیتها در فرایند ایمن ‌سازی ریشه کنی کامل آبله بوده است. در نیمه نخست این قرن ، سالانه حدود ۲ تا ۳ میلیون مورد جدید گزارش می‌شد. در سال ۱۹۴۹ آخرین مورد آبله در ایالات متحده و در سال ۱۹۷۷ آخرین مورد تایید شده سراسر جهان در سومالی گزارش شد. 

واکسن چیست؟

موجود زنده ، مانند بدن انسان به خودی خود نیروی مقاومت و غلبه یافتن بر میکروبها را دارد. این حالت را « مصونیت » می‌نامند. اما در برخی از موارد باید بدن را از خارج کمک کرد ، تا چنین مصونیتی را پیداکند. در بسیاری از بیماریهایی که از ویروس پدید می‌آیند، اگر انسان یکبار آن بیماری را بگیرد و خوب بشود دیگر در برابر آن مصونیت پیدا می‌کند. مثلاً آبله ، سرخک و آبله مرغان از بیماریهایی هستند که اگر یک بار انسان آنها را بگیرد، برای همیشه از آنها مصونیت پیدا می‌کند. یعنی دیگر آنها را هرگز نخواهد گرفت.

اما بیماریهای دیگری مانند آنفلوانزا ممکن است چند بار به سراغ انسان بیایند. پس برای رهایی از چنگ آنها ، بطور مصنوعی در انسان مصونیت ایجاد می‌کنند. بدین طریق که ویروس ضعیف شده آن بیماری را به بدن تزریق کرده، انسان را دچار یک حالت خفیفی از آن بیماری می‌نمایند. ولی چون این بسیار ضعیف است، انسان به زودی بهبود می‌یابد و پس از بهبودی کامل برای یک مدت طولانی در برابر آن مرض ، مصونیت پیدا می‌کند.
واکسن زدن یعنی تزریق ویروس ضعیف یک بیماری به بدن. پس واکسن دارای میکروب بیماری است که البته آنرا ضعیف و بی‌آزار ساخته‌اند. واکسن بعد از تزریق در بدن انسان پادزهر (آنتی‌بادی) درست می‌کند که با ویروس بیماری وارد نبرد می‌شوند و آنها را خنثی می‌کنند.

طرز ساختن واکسن چگونه است؟

برای تهیه واکسن، نخست حیوانی را چار بیماری مورد نظر می‌کنند. سپس ویروس آن بیماری را از بدن حیوان مزبور جدا می‌سازند. مجدداً این ویروس را به حیوانی دیگر تزریق می‌کنند و پس از بیمار شدنش ، باز ویروس را از بدنش جدا می‌سازند. آنقدر این عمل را تکرار می‌کنند تا به قدری ویروس ضعیف گردد که اگر آنرا به بدن انسانی تزریق کنند، او را بیمار نکرده، بلکه برایش مصونیت پدید آورد.

راه دیگر واکسن‌سازی این است که آن را از ویروسهای مرده یا بی‌فعالیت به دست می‌آورند. با تزریق این نوع واکسن بدن مشغول ساختن پادزهر می‌شود و خود را آماده دفاع در برابر میکروب اصلی می‌کند .برای بیماری خواب و آنفلوانزا از این روش استفاده می‌کنند و بالاخره گاهی هم خود ویروس را بی‌آنکه ضعیفش گردانند از راه پوست به بدن تزریق می‌نمایند. آنگاه چون ویروس از راه غیر طبیعی وارد بدن گردیده، باعث بیماری نمی‌شود، ولی ایجاد مصونیت می‌کند.

انواع واکسنها
واکسنها را می‌توان به دودسته مشخص تقسیم نمود:

واکسنهای باکتریایی

1) واکسنهای زنده ضعیف شده: مثل ب.ث.ژ

2) واکسنهای کشته شده: مثل سیاه سرفه، حصبه ،
وبا

3) واکسن توکسوئید:
دیفتری، کزاز

4) واکسنهای پلی‌ساکاریدی: مثل واکسن مننگوکوک یا مننژیت که برای پیشگیری از مننگوکوکسیC , A بیشتر در سربازان تزریق می‌شود.، واکسن پنوموکوک برای پنوموکوکسی

واکسنهای ویروسی

1) واکسنهای زنده ضعیف شده: فلج اطفال خوراکی، سرخجه ، سرخک، اوریون، تب زرد

2) واکسنهای کشته شده کامل: آنفلوانزا ، فلج اطفال تزریقی ، هاری

3) واکسنهای کشته شده بخشی از پادتن: هپاتیت ب

 

گرررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررربه

 

 

سوالات تشریحی از فصل 1 تا 8 کتاب

 

 سلام.خوبین؟سلامتین؟؟درسومشقاخوبه؟؟؟

                                                             

برای مشاهده سوالات به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

ویروس های عروسکی

تا به حال تصور کردین که ویروس هایی مثل ویروس ایدز یا سفلیس یا سایر میکروب ها می تونن جالب و با مزه باشن؟!یک طراح خلاق کلکسیونی از عروسک هایی شبیه با این ویروس ها ساخته که عکس هاش رو می تونید ببینید.این رو هم باید بدونید که عروسک ها اندازه ای معادل 1،000،000 برابر اندازه واقعی خود هستند.

 عفونت

جهت مشاهده تمام مدل های میکروب به ادامه مطلب بروید...

ادامه نوشته

نقش میکروب ها در پنیرسازی چیست؟

 

باکتری قند شیر(لاکتوز) را مصرف می کند و یک نوع اسید به نام اسید لاکتیک ایجاد می نماید. همان گونه که می دانید اسیدها دارای PH کمتر از هفت هستند. پروتئین شیر که کازئین نامیده می شود، همانند پروتئین های دیگر نسبت به درجه حرارت و تغییرات PH حساس است. هنگامی که اسید لاکتیک توسط باکتری تولید شد، محیط شیر اسیدی می شود و PH آن از حد معمول کمتر می شود. محیط اسیدی ایجاد شده سبب به هم چسبیدن ملکولهای کازئین (پروتئین شیر) و در اصطلاح انعقاد آن می گردد. این مواد منعقد شده را جمع می کنند و به عنوان پنیر ارائه می دهند.

 

فصل 8

بيماري چيست؟

ما بيشتر اوقات سلامت و تندرست هستيم امّا بعضي روزها احساس ناراحتي مي كنيم مثلا دچار سر درد مي شويم يا اينكه فقط احساس خستگي و سستي مي كنيم گاهي شديدتر شده و به همراه خود يك درد و ناراحتي ديگرظاهر مي كند.اگر گوشمان درد بگيرد يا دانه اي روي پوست ما ظاهرشود ما احتمالا بيمار هستيم.

بدين ترتيب هر بيماري نشانه هاي مخصوص خود را دارد اين نشانه ها اغلب به ما كمك مي كند تا بيماري ها را تشخيص دهيم پس از تشخيص مي توانيم بيماري را در مراحل مختلف آن مهاركنيم و از طول مدت بيماري آگاه شويم.

هر بيماري نشانه هاي خود را دارد و فقط پزشكان و متخصصان مي دانند كه عامل بيماري چيست و براي مقابله با بيماري بايد فقط به پزشك مخصوص آن بيماري مراجعه كرد. در مواقعي كه دفاع بدن ضعيف باشد بايد به داروها روي آورد. در بعضي بيماريها فقط داروها ميتوانند دربهبودي موثر واقع شوند امّا بعضي وقتها دارو فقط نشانه هاي بيماري را از بين ببرد و ما را كمي آرام مي كند در اين مواقع بايد صبر كرد تا بهبودي خود به خود صورت گيرد.

ميكروب چيست؟

بسياري از بيماري ها را موجودات زنده اي به نام ميكروب به وجود مي آورنند. ميكروبها 3 دسته اند باكتري ها، ويروس ها و قارچ ها. موجودات بسيار ريزي كه براي مشاهده ي آنها بايد از ميكروسكپ‌ هاي بسيار قوي استفاده كرد.

ميكروب ها به شكل توده هاي ميليوني به طور دائم در هوا يا داخل بدن ما زندگي مي كنند. بعضي ديگر هيچ گونه تأثيري در سوخت و ساز متابوليسم ما ندارند.

 متابوليسم مجموعه ي تغييرات فيزيكي و شيميايي است كه در بدن ما انجام مي گيرد .

باكتري چيست؟
اين باكتري ها هستند كه باعث ترش شدن شير يا فاسد شدن مواد غذايي مي شوند اما بعضي از باكتري ها در تهيه ي ماست از شير و همچنين فضولات حيواني به كود نقش دارند. برخي از باكتري ها در بدن ما عمل هضم را آسان مي كنند برخي ديگر باعث گوش درد، سياه سرفه، ذات الريه يا آنكه باعث ظاهر شدن دانه بر روي پوست مي شوند. آنچه باعث خطرناك شدن باكتريها مي شود قدرت تكثير و رشد آنهاست باكتريها براي رشد و نمو به غذا نيـاز دارنـد. داخـل بـدن باكتريها نه دهان دارند و نه معده آنها فقط مي توانند غذاهاي حل شده در آب را مصرف كند. باكتري ها براي حمله به ما ابتدا نوعي سم از خود توليد مي كنند، آن قسمت از بدن كه باكتري در آن قرار دارد
 به وسيله ي سم از بين مي رود سپس آنها نوعي ماده ي شيميائي ديگر از خود ترشح مي كنند اين ماده آن محل را به تكه هاي كوچك تجزيه و سپس هضم مي كند و بالاخره باكتري اين تكه هاي بسيار ريز را از راه سوراخ هاي جداره ي بيروني خود مي مكد و به داخل فرو مي برد.  ويروس ها همچنين به وسيله ي غذا، آب يا حتي يك تماس ساده بين دو نفر منتشر مي شوند. تكثير و توليد مثل ويروس در داخل سلول صورت مي گيرد زماني كه ويروس به داخل سلول مي رسد موجب بيماري مي شود.
ويروس چيست؟
ويروس سلول نيست برخي زيست شناسان عقيده دارند زنده هم نيست. اندازه ي ويروس يك ميليون بار كوچكتر از باكتري است. باكتري ها مي توانند جابه جا شوند تغذيه كنند امّا ويروسها توانائي انجام اين كارها را ندارند ويروسها در داخل بدن ما در قسمتي خاص زنده اند و به وسيله ي گردش خون حركت مي كنند و در خارج از بدن به وسيله ي قطرات آب بيني يا سرفه و عطسه منتقل مي شوند.
ويروسها در واقع نوعي منبع اطلاعاتي هستند كه باجداره ي محافظ خود به غشاء سلولي مي چسبد و به داخل آن نفوذ مي كند . پس از آنكه ويروس به داخل سلول نفوذ كرد(RNA) يا(DNA) ويروس (DNA) سلول را محاصره مي كند و به جاي آن مي نشيند. اين كار به وسيله دستورات مخصوصي كه در (DNA) ويروس است انجام مي شوند.
برخي از ويروس ها پس از نفوذ به داخل سلول آن را وادار مي‌كنند كه صدها ويروس جديد توليد كند. اين ويروس‌هاي جديد براي حمله به ديگر سلول‌ها آماده مي شوند و سلولها بدين ترتيب از بين مي روند يا ضعيف مي شوند. برخي  از انواع ويروسها پيش از توليد مثل بدون حركت و فعاليت در داخل سلول باقي مي مانند و بعد از مدتي فعال مي شوند مثل(تبخال) بعضي ديگر از ويروس ها به مقدار ناچيزي ساختمان سلولي را تغيير مي دهند مثل (زگيل) و بلاخره ويروس هايي هم هستند
که در داخل سلول مدت زيادي بدون آنكه فعاليتي داشته باشند زنده مي مانند.
قارچ چيست؟
قارچ ها گروهي از آغازيان هستند كه بعضي از آنها در انسان موجب بيماري مي شوند. نوعي از قارچ ها مي توانند روي پوست بدن انسان زندگي انگلي داشته باشند عامل بيماري كچلي سر قارچ ها هستند. گروهي از قارچ ها زماني كه قدرت دفاعي بدن به سبب پيري و يا بيماري مثل ايدز يا سرطان كم شده باشند مي توانند به اندام هاي داخلي بدن، شش، مغز و نخاع وارد شوند و بيماري هاي خطرناك و كشنده اي ايجاد كنند. چندين نوع از قارچ ها روي برگ ميوه و تنه و ريشه گياهان سبزبه صورت انگلي زندگي مي كنند كه سبب بيماري گياه و زيان به كشاورزي مي شوند زنگ گندم يك بيماري قارچي گياهي است كه هر ساله در سراسر جهان از جمله ايران سبب خسارتهاي فراوان به كشاورزان مي شوند.
موجودات زنده ديگري كه موجب بيماري ما مي شوند آميبها و كرمها هستند.
 آميبها نوعي تك سلولي هستند كه برخي از آنها در بدن انسان اسهال خوني ايجاد مي كنند. بيماري مالاريا را گروهي از آغازيان به نام پلاسموديومها ايجاد مي كنند. پلاسموديومها مي توانند در گلوبولهاي قرمز خون انسان رشد و توليد مثل كنند و آنها را از بين ببرند.
كرمها نوعي بي مهره هستند مهمترين گروههاي آنها كرمهاي پهن و گرد و نواري شكل هستند و صورت انگلي زندگي مي كنند كرمها با آلوده كردن بدن جانوران اهلي باعث انتقال بيماري به انسانها مي شوند
بهترين راه مبارزه با بيماري ها پيشگيري از آن است چند روش ساده پيشگيري از بيماريها بدين ترتيب است. شستن مواد غذائي و گندزدائي آنها، پاستوريزاسيون ، واكسيناسيون.
تميز كردن و ضدعفوني کردن : هر چه را كه مي خوريم قبل از مصرف خوب بشوييم و با مواد ضد عفوني كننده ميكروبهاي آن را از بين ببريم.
وسايل شخصي مانند مسواك، شانه و … را تميز و از دسترس ديگران دور نگه داريم. داشتن يك برنامه ي غذائي منظم و سالم به طوري كه تمام مواد مغذي به بدن ما به رسد به سلامتي ما كمك مي كند.
واكسينا سيون: نوعي پيشگيري است زيرا بعضي بيماري ها راه درمان ندارند و بايد واكسن آنها را بزنيم (واكسن ماده اي است كه از ميكروب كشته يا ضعيف شده تهيه مي شود ) كه به بدن صدمه اي نمي زنند ولي دستگاه ايمني را نسبت به واكسن بيماريي كه زديم قوي مي كند ولي بعضي بيماري ها مانند بعضي ويروسها واكسن ندارند. با روشهاي ديگر پيشگيري مانع ابتلا به اين نوع بيماري ها مي شويم
پاستوريزاسيون : در سال (1863م) لوئي پاستور توانست راهي براي نگهداري مواد غذايي و جلوگيري از فاسد شدن آن ها بدست آورد او با روش مخصوصي شير را به آرامي تا دماي 70 درجه سليسسيوس 40دقيقه حرارت داد اين عمل باعث جلوگيري از رشد باكتري هاي فاسد كننده شير شد ولي مزه و خاصيت شير تغيير نكرد اين روش به افتخار او پاستوريزاسيون نام گرفت.
لوئي پاستور فرانسوي (1822-1895)
لوئي پاستور فرزند دباغي بود كه پدرش با زحمت توانست پسر خود را به مدرسه بفرستد. لوئي
در مدرسه شاگرد باهوش و با استعدادي نبود ولي با زحمت تحصيلاتش را در رشته پزشكي بپايان رسانيد. وي براي اولين بار رابطه بين بيماري و ميكروب و راه معالجه بيماري سياه زخم و هاري و علت تخمير را كشف كرد و پاستوريزاسيون ازكارهاي اوست.
روبرت كخ آلماني (1843-1910)
روبرت كخ تحصيلات خود را در رشته پزشكي در دانشگاه كوتينگن بپايان رسانيد از آن پس بمعالجه و طبابت پرداخت در اين زمان انتراكس باسيلوس را پرورش داد. پس از چندي ميكروب سل را مرئي ساخت و در سال 1883 اعلام كرد كه با تلقيح سرم مي توان جانداران را از مبتلا شدن به انتراكس حفظ كرد.
  كخ درباره ي طاعون و بيماري خواب مطالعاتي كرد از جمله متوجه شد كه علت بيماري خواب مگس تسه تسه مي باشد. و در سال 1905 برنده جايزه پزشكي نوبل شد.

اكتشاف

تاريخ

مكتشف

مليت

جذام

1774

روبرت

-

واكسن آبله

1798

جنر

انگليسي

ميكروب

1860

پاستور

فرانسوي

طاعون

1863

پرس

فرانسوي

هاري

1875

پاستور

فرانسوي

ميكروب حصبه

1880

ابرت

آلماني

واكسن سياه زخم

1880

پاستور

فرانسوي

ميكروب سل

1882

كخ

آلماني

ميكروب وبا

1883

كخ

آلماني

آسپرين

1899

درسه

آلماني

سرم ديفتري

1917

بهرينگ

آلماني

پني سيلين

1929

فلمينگ

انگليسي

واكسن فلج

1953

سالك

آمريكائي

اسمز چیست؟

پدیده اسمز، یکی از مهمترین پدیده هایی است که در مباحث فیزیولوژی نقشی کلیدی دارد. از آنجا که اسمز در واقع نوعی انتشار است، ابتدا به بررسی انتشار می پردازیم.

اگر بین دو محیط، مانعی برای عبور ذرات وجود نداشته باشد، جنبش تصادفی ذرات موجب رفت و آمد آنها بین دو محیط خواهد شد. حال، اگر تمامی شرایط (مانند فشار، غلظت و ...) بین دو محیط یکسان باشد، رفت و آمد ذرات نیز یکسان خواهد بود و حرکت خالص (تفاضل حرکت ذرات) بین دو محیط صفر است. تفاوت در شرایط دو محیط، موجب نابرابر شدن رفت و آمد ذرات بین دو محیط می شود. یکی از این تفاوتها، تفاوت غلظت ذرات دو محیط است.

اگر غلظت یک ذره، در دو محیط  نابرابر باشد و مانعی برای عبور آنها وجود نداشته باشد، ذرات بین دو محیط رفت و آمد می کنند؛ به نحوی که تعداد بیشتری از ذرات در واحد زمان از طرف پرغلظت به کم غلظت می روند و البته در همین زمان، تعداد کمتری از ذرات از جای کم تراکم به پرتراکم می روند. به این پدیده، یعنی رفت و آمد نابرابر ذرات بین دو محیط با غلظتهای نابرابر، انتشار می گوئیم که جهت حرکت خالص ذرات در این پدیده، همواره از محیط پرتراکم به کم تراکم است.

دو محلول غلیظ و رقیق را در نظر بگیرید که از حل شدن قند در آب حاصل شده اند. روشن است که بین این دو محیط، دو اختلاف غلظت وجود دارد: غلظت قند در محلول غلیظ از محلول رقیق بیشتر است و غلظت آب در محلول رقیق از محلول غلیظ بیشتر است. اگر بین دو محیط مانعی وجود نداشته باشد، قند و آب به زودی در اثر انتشار به غلظت برابر می رسند.

حال، در نظر بگیرید که بین دو محیط، پرده ای وجود داشته باشد که به ملکولهای آب اجازه عبور می دهد و برای این ملکولها مانع محسوب نمی شود، ولی به ملکولهای قند اجازه عبور نمی دهد. به چنین پرده ای، پرده نیمه تراوا یا پرده با نفوذپذیری انتخابی می گوئیم.

روشن است که در این شرایط، ملکولهای قند شرایط انتشار را ندارند؛ در حالی که ملکولهای آب می توانند از محیط پرتراکم (رقیق) به محیط کم تراکم (غلیظ) انتشار یابند. به یاد داشته باشید که تراکم آب در محیط غلیظ از محیط رقیق کمتر است.

به این پدیده، یعنی انتشار آب با عبور از یک پرده نیمه تراوا از محیط رقیق به محیط غلیظ، اسمز می گوئیم. به این ترتیب، هر گاه دو محیط غلیظ و رقیق آبی، با یک پرده نیمه تراوا از هم جدا شوند، پدیده اسمز روی می دهد و آب از سمت رقیق به سمت غلیظ انتشار می یابد.

در این پدیده به نظر می رسد، آب از محیط رقیق به سمت محیط غلیظ کشیده می شود. یا به عبارت دیگر، محیط غلیظ، تمایل به جذب آب از محیط رقیق دارد. به این مکش یا تمایل به آبگیری محیط غلیظ از رقیق در پدیده اسمز، فشار اسمزی می گوئیم. دقت کنید. فشار اسمزی در واقع مکش است. مثلا وقتی می گوئیم "فشار اسمزی پلاسما نسبت به آب میان بافتی بیشتر است" یعنی پلاسما تمایل به جذب آب از مایع میان بافتی دارد.

کروموزوم

این آپ درباره کروموزوم که به دو زبان فارسی و انگلیسی نوشته شده که ترجمه انگلیسی متن کار من(2nya)هستش.

متن فارسی:

انسان موجود زنده ای پر سلولی است يعنی از تعداد بسيار زيادی سلول تشكيل شده است كه اين سلولها نيز هر يک به شكل بخصوصی در آمده و در گروههای گرد هم آمده و هر كدام كار خاصی انجام ميدهند.از مجموع سلول ها بافت و از بافت های مختلف اندام های مختلف بوجود می آيد.

ساختمان  يک سلول جانوری :

يک سلول جانوری از قسمتهای مختلفی تشكيل ميشود . 

در مركز سلول  يک هسته وجود دارد و در اطراف هسته و درون يک مايه مخصوص نيز قطعات مختلفی وجود دارد و در اطراف كل سلول هم يک پرده بسيار نازک قرار گرفته است .

 جداره سلول خود ساختار بسيار مخصوص و مهمی دارد و تمام تبادلات سلول از طريق آن انجام ميشود.

شكل زير نمايی از اين ديواره سلولی ميباشد. همانطور كه مشاهده ميكنيد همين لايه بسيار نازک، ساختار بسيار پيچيده و نقش بسيار مهمی دارد . 

سلول ها پس از مدتی به مرحله تقسيم ميرسند و توسط واكنش های بسيار دقيق و شگفت آوری ابتدا هسته سلول به دو قسمت مساوی و مشابه تقسيم ميشود و سپس دور هر يک از آنها ساير ضمائم سلولی قرار گرفته و آنگاه يک ديوار سلولی اين دو قسمت را جدا كرده و دو سلول جديد پديدار ميشود. به همين ترتيب است كه ما از تركيب دو سلول مادر و پدرمان تشكيل شده و رشد ميكنيم و با همين تقسيم سلولی است كه به حيات خود ادامه ميدهيم. هر روز ميليون ها سلول در بدن ما تقسيم ميشوند و جای سلول های قديمی آسيب ديده و یا مرده را ميگيرند.( سلول های عصبی قابليت جايگزين شدن را ندارند و لذا هر گونه ضايعه به اين سلولها غير قابل جبران است ) . در  هسته هر سلول  قطعاتی شگفت آور به نام كروموزوم وجود دارد كه حاوی كد های مخصوص شناسايی و ساختار آن سلول ميباشند. تعداد كروموزوم ها در هر نوع جاندار عدد ثابتی است. مثلا سلول های بدن انسان تعداد 23 جفت كروموزوم دارند. در هنگام توليد مثل، جنين نصف كروموزوم های خود را از مادر و نصف ديگر را از پدر دريافت ميكند هر گونه اشكال در نحوه قرار گرفتن كد های روی اين كروموزومها منجر به تغيير ساختمان عمده سلول و حوادث بسيار گسترده ای ميشود. تمام خصوصيات موجود زنده از طريق اين كروموزومها به نسل بعد منتقل ميشود. به عبارت ديگر دستورات روی كروموزوم ها هستند كه دستورات لازم برای نحوه ساخته شدن موجود زنده را در خود دارند. كروموزوم خود از DNA  تشكيل شده است .

در روند تقسيم يک سلول مراحل مختلفی وجود دارد كه به مجموعه آنها چرخه تقسيم سلولی ميگويند. هر گونه اختلال در اين تقسيم سلولی ميتواند منجر به ايجاد سرطان شود. يعنی سلول هايی كه ديگر رفتار و تقسيم شدنشان تحت كنترل بدن نيست.  برخی از داروهای ضد سرطان قادرهستند در اين مراحل تقسيم سلول دخالت كرده و با از كار انداختن اين رشد غير كنترل شده موجب از بين رفتن سلولهای سرطانی شوند .

متن انگلیسی:

Human is an alive creation,full of cells.It means it`s created from many cells which are in different forms,connected in groups and have their own specific action.The textures are from groups of cells and the organs(limbs)are from different textures.

The construction of verminal(zoological)cells.

A verminal cell is constructed from different aspects.There`s a nucleus in the center of cell and there are some segments in a special liquid round the nucleus and there`s a very tender veil round the whole cell.There`s a very specific and principle construction through the cell itself and the interchanges of cell and done from it.The picture below is a verminal parapet.As you see this tender layer has a very complicated and main responsibility

The cells going to division part,first the nucleus of cell are divided to two equal and same parts and then the other verminal aspects of cell are round each one.So the verminal parapet divided parts and create two another new cells.This is how we are created from combination the cell of father and mother then we grow and continue our lives.millions of cells are divided each day and get instead of the former and dead cells (The nervous cells are not able to be substitute.So,there is no way to return to normal situation.In the nucleus of cells there are some wonderful segment )called chromosomes which have identified codes and the construction of that cell.The number of chromosomes are fixed in different.For example the cell of human body have 23 pairs of chromosomes.

The fetus obtain chromosomes half from mother and half from father any complication to get these codes on the chromosomes can alter the principle construction of cells and then spread phenomenon.All the particulars of alive creation transfer to the next generation.In other  words the direction are chromosomes have necessary orders inside the cells construction the alive creation.Chromosomes itself is created from D.N.A

In the process of dividing a cell there are a lot of different stage that can be called the rotation of verminal division.Any complication in verminal division many cause cancer.It means the behavior and division of cells are not under the control of body.These are a lot of Anti-drugs that can interfere it to this stage and then stop demolishing the cancer cells. 

اکولوژی

فصل 7 – بوم شناسی

تحقيق درباره روابط بين موجودات زنده با يکديگر و با محيط زندگی آنها، موضوع علم بوم شناسی (اکولوژی) است.

 

اکوسيستم

به مجموعه موجودات زنده و غيرزنده يک محيط که با هم ارتباط اند اکوسيستم می گويند. انرژی آفتاب نخست به گياهان می رسد .به رابطه غذايی که به اين شکل بين موجودات زنده مختلف نشان داده می شود،زنجيره غذايی می گويند. چند زنجيره غذايی که با يکديگر ارتباط داشته باشند، يک شبکه غذایی را به وجود می آورند.  

 

 هرم انرژی

انرژی نورانی خورشيد توسط گياهان به مواد آلی تبديل می شود. جانوران ، گياهان را مصرف می کنند و از اين طريق بخشی از مواد آلی را صرف فعاليتهای زيستی می کنند. کاهش تدريجی انرژی از توليد کننده ها به مصرف کننده های يک زنجيره غذايی به صورت هرمی نمايش داده می شود که هم انرژی نام دارد.  

 

هرم ماده و هرم تعداد

هرم انرژی هرم ماده نيز به شمار می رود زيرا موجودات زنده برای به دست آوردن انرژی ، ماده (غذا) مصرف می کنند. برای تأمين غذايی يک مصرف کننده که در قله هرم قراردارد وجود تعداد زيادی توليد کننده لازم است. هرمی را که در آن افراد مصرف کننده به تدريج بزرگتر، اما از تعداد آنها کاسته می شود، هرم تعداد می نامند.  

 

پوسيدگی

مواد آلی بدن جانداران ، پس از مرگ به مواد معدنی مرده تبديل می شود.به اين عمل پوسيدگی می گويند. سه عامل مهم در پوسيدگی نقش دارند: 
۱
 – آنزيم های موجود در سلولهای جاندار
2 – جانوران مردار خوار
3 – ميکروبها، به ويژه باکتری ها و قارچ ها (تجزيه کننده ها)
باکتری و قارچ ها که عامل اصلی پوسيدگی هستند روی ماده بی جان قرار می گيرند و آنزيم های گوارشی از خود ترشح می کنند. اين آنزيم ها مواد را تجزيه می کنند. پس ميکروب ها مواد تجزيه شده را جذب می کنند. بخش های نرم تر مانند پوست و ماهيچه سريعتر از بخش های سخت مثل استخوان ، پوسيده می شوند. پوسيدگی با توليد گرما همراه است. بعضی باکتری ها به علت تنفس بی هوازی بوی بدی توليد می کنند. برای انجام عمل پوسيدگی رطوبت کافی، گرمای کافی و اکسيژن لازم است و جسم مرده نبايد آغشته به مواد شيميايی که موجب مرگ تجزيه کنندگان می شود مانند الکل، قير و روغن باشد. برای انجام پوسيدگی بايستی بقايای مرده موجودات را در جايی قرار داده و تمام شرايط لازم برای پوسيدگی را فراهم کنيد. باغبانان چنين کاری را برای تهيه کود انجام می دهند.  

 

اهميت پوسيدگی

پوسيدگی از انباشته شدن بقايای موجودات زنده جلوگيری می کند و موجب کامل شدن چرخه عناصر شيميايی مانند کربن، نيتروژن و غيره می شود. مواد پوسيده شده را می توان به عنوان کود مورد مصرف قراردارد. از عمل پوسيدگی می توان در از بين بردن زباله ها و تصفيه فاضلاب ها و توليد کود استفاده کرد.  

نگهداری غذا

برای نگهداری غذا بايد يا ميکروب ها را از بين برد و يا شرايط رشد ميکروب ها را از بين برد. به اين ترتيب از فساد و تجزيه مواد غذايی جلوگيری می شود. از روش نگهداری غذا می توان به حرارت دادن، انجماد، خشک کردن ، افزودن مواد شيميايی، ترشی انداختن، دودی کردن، شور کردن و پرتودهی اشاره کرد.
به عنوان مثال شير را می توان با حرارت دادن تا 150 درجه سانتيگراد تا چند ماه و با حرارت دادن تا ْ c70 تا چند روز در ظرف سربسته نگهداری کرد.  

 

چرخه مواد در طبيعت

به حرکت عناصر و مواد مختلف از محيط به بدن جاندار و خروج دوباره آن از بدن جاندار به محيط که هميشه در حال تکرار است، چرخه مواد می گويند. به عنوان نمونه می توان به چرخه کربن و چرخه نيتروژن اشاره کرد. عکس های ص 74 و ص 75  

 

انسان و زنجيره های غذايی

گياهان مقدار بسيار اندکی از انرژی نورانی را که بر سطح برگ های آن می تابد، جذب می کنند. مقداری از اين انرژی منعکس مي شود و مقدار اندکی از آن نيز از برگ عبور می کند و از سطح زيرين آن خارج می شود، آن مقدار انرژی نور که در گياهان به صورت مواد آلی ذخيره می شود، بازده تبديل انرژی، ناميده می شود. انسان غذاهای گياهی و جانوری می خورد. از نظر اقتصاد و محيط زيست خوردن غذاهای گياهی با صرفه تر است چون در اين صورت مقدار انرژی ای که در زنجيره ها هدر می رود، کاهش می يابد.
ما علاوه بر انرژی بسياری از موادی را که برای ادامه زندگی لازم داريم از زنجيره های غذايی به دست می آوريم مانند ويتامين D که توسط جانداران ريز فتوسنتز کننده در درياها ساخته می شود. جانوران کوچک درياها اين ويتامين را وارد بدنشان می کنند. ماهی با خوردن اين جانوران کوچک اين ويتامين را از آنها می گيرند. ويتامين D در جگر ماهی انباشته مي شود و انسان با خوردن ماهی آن را دريافت می کند. بعضی از سم ها مانند DDT و ترکيبات جيوه نيز مدت زيادی باقی می مانند و وارد بدن جانداران می شوند
.  

زيستگاه

محلی که هر موجود زنده به طورطبيعی در آن زندگی می کند، زيستگاه ناميده می شود. بسياری از جانداران زندانی محيط زيست خود هستند. اما بعضی ها در محيط های متنوع تری قادر به ادامه زندگی هستند.شرايط محيطی زيستگاهها هميشه يکنواخت نيست. تغييرات فصول، روز و شب باعث تغيير شرايط زيستگاه و در نتيجه فراوانی گونه های مختلف می شود.  

 

جوامع و اکوسيستم ها

جاندارانی را که در يک اکوسيستم زندگی می کنند می توان در سه گروه توليد کننده، مصرف کننده و تجزيه کننده جای داد. اين جانداران همه با هم تشکيل يک جامعه را می دهند. مشخص ترين گونه ای که در هر اکوسيستم يافت می شود، گونه ی شاخص آن اکوسيستم می نامند. هر گونه جاندار جايگاه خاصی در زنجيره غذايی دارد. اين جايگاه را در بوم شناسی کنام می گويند.  

 

جايگزينی و توالی

هنگامی که جانداری برای اولين بار در محيطی جديد استقرار می يابد می گويند آن جاندار در محل جديد جايگزين شده است.
به تغييرات آب و هوای يک محيط که موجب جايگزينی موجودات گياهی و جانوری جديد در آن محيط می شود توالی می گويند.
 

 

پراکندگی جانداران در محيط

به تعداد افرادی از يک گونه که در محيط زندگی می کنند، تراکم گونه يا پراکندگی می گويند. برای تخمين زدن پراکندگی يک گونه از اصطلاحات گونه غالب (گونه ای که بيشترين اثر را بر اکوسيستم دارد)، گونه فراوان (گونه ای که در همه جا حضور دارد) و گونه کمياب (گونه ای که به ندرت يافت می شود) استفاده می شود . به اين منظور می توان از روش نمونه برداری و چارچوب نيز استفاده کرد.  

 

جمعيت

به مجموعه افرادی که به يک گونه تعلق دارند و در مکان مشخصی زندگی می کنند جمعيت می گويند و به مجموعه افرادی که بسيار به هم شبيه اند و می توانند با هم زاد و ولد کنند گونه می گويند. عواملی نظير زاد و ولد و مهاجرت به داخل افزايش دهنده جمعيت و عواملی نظير مرگ و مير و مهاجرت به خارج کاهش دهنده جمعيت اند.  

 

جمعيت آدمی

امروزه به علت کنترل بيماری های واگير و همچنين افزايش غذا جمعيت روز به روز افزايش می يابد. رشد جمعيت آدمی در جهان به طور متوسط 2 درصد در سال تخمين زده شده است. اگر قرار باشد که جمعيت همينطور اضافه شود قطعاً در زمان کوتاهی کره ی زمين قادر به تأمين نيازهای حياتی ما نخواهد بود و به يک بحران خواهيم رسيد. از بين رفتن منابع طبيعی، آلودگی محيط زيست، فرسايش خاک، کمبود منابع آب شيرين و پايان يافتن نفت در آينده نزديک خواهد بود.

تقسیم میوز

 

میوز در سلولهای دیپلوئید رخ می‌دهد، یعنی سلولهایی که از هر کروموزوم یک جفت دارند. تعداد کروموزوم های این سلولها را با 2n نشان می‌دهند، مثلاً انسان 46 کروموزوم دارد، که در 23 جفت هستند، پس n=23 . وقتی میوز انجام شد، چهار سلول به وجود می‌آید که هر کدام نصف سلول اولیه کروموزوم دارند که آنها را با 1n نشان می‌دهیم. به این سلولها هاپلوئید می‌گوییم. میوز شامل دو تقسیم متوالی است. در مرحله اول یک سلول دیپلوئید به دو سلول دیپلوئید تبدیل می‌شود. در مرحله دوم، این دو سلول به چهار هاپلوئید تبدیل می‌شوند. در میوز یک نسخه برداری از DNA انجام می‌شود، ولی دو تقسیم داریم. پس هر یک از چهار سلول نهایی به اندازه نیمی از کروموزوم های یک سلول طبیعی را همراه دارند. به همین دلیل است که گاهی میوز را "تقسیم کاهشی" نیز می‌نامند.
هدف میوز افزایش تنوع ژنتیکی است. هر یک از چهار هاپلوئید حاصل، کروموزوم های متفاوتی دارند. ولی در میتوز، دو سلول با اطلاعات ژنتیکی یکسان و با تعداد کروموزوم های طبیعی به وجود می‌آید. میوز اساس تولید مثل جنسی است. میوز اسپرم ( سلول جنسی نر ) و اووم ( سلول جنسی ماده ) را به وجود می‌آورد.
از ترکیب این دو سلول، اولین سلول موجود زنده جدید شکل می‌گیرد. این کار باعث تنوع ژنتیکی می‌شود و به جانداران فرصت تکامل و سازگاری با شرایط محیطی مختلف را می‌دهد.

"مدلسازی تقسیم میوز"

برگ


ایام محرم بر همه حسینیان تسلیت باد
 
 

برگها زواید جانبی ساقه‌اند که از مریستم انتهایی نوک ساقه پدید می‌آیند.


اطلاعات اولیه

برگها اندامهای پهن و سبز رنگی هستند که با نظم و ترتیب ویژه‌ای بر روی ساقه گیاهان قرار دارند و دارای دو بخش اصلی پهنک و دمبرگ‌اند. پهنک سطح تماس برگ و محیط را زیاد می‌کند پهنک به علت نازک بودن دو نقش فتوسنتز و تعرق را بخوبی انجام می‌دهد. برگ هر گیاه معمولا ویژگیهای ظاهری خود را دارا است. این ویژگی در درجه اول مربوط به خصوصیات ارثی گیاه و در درجه دوم مربوط یه عوامل محیطی مانند نور ، رطوبت و دماست.

قسمتهای مختلف برگ

در نهاندانگان برگ مرکب از یک قسمت صفحه مانند سبزی به نام پهنک است که بوسیله دنباله باریکی به نام دمبرگ به ساقه متصل می‌شود. دمبرگ غالبا در پایین خود و در قسمتی که به ساقه متصل می‌شود گاه پهن شده به صورت غلافی کم و بیش ساقه را در برمی‌گیرد. غلاف یا نیام برگ در بعضی از برگها گاهی خارج از اندازه رشد کرده ، تمامی میانگره ساقه را پوشانده ، گاهی ایجاد زایده‌ای به نام گوشوارک را می‌کند. به جز پهنک برگ بقیه اجزای آن را ضمایم برگ می‌گویند. برگها ممکن است دارای همه ضمایم یاد شده باشد یا فقط شامل دمبرگ و پهنک باشند، گاهی نیز برگ فاقد دمبرگ و حتی پهنک است.



 


ساختار بیرونی برگ

پهنک

بخش قعال برگ بوده و غالبا به علت دارا بودن کلروفیل سبز رنگ است. پهنک ممکن است وجود نداشته و یا بسیار کاهش یافته باشد و مثلا به صورت پیچک در می‌آید. پهنک معمولا به شکل صفحه سطحی است که رگبرگها از آن می‌گذرند رگبرگها ادامه دمبرگ بوده و در سطح زیرین مشخص‌ترند. چگونگی پراکندگی رگبرگها را در سطح برگ رگ‌بندی (گسترش رگبرگها) می‌نامند.

تصویر

دمبرگ

میله کوتاهی است که پهنک را در محل گره به ساقه متصل می کند. قسمت عمده دمبرگ را بافتهای چوبی و آبکشی تشکیل می‌دهند. دمبرگ معمولا به لبه پایه پهنک متصل است ولی در بعضی از گیاهان مانند لادن و کرچک به سطح زیرین برگ اتصال دارد. اینگونه برگها را سپر می‌گویند. برگها فاقد دمبرگ را که پهنک آنها مستقیما به ساقه متصل است بی‌دمبرگ یا چسبنده می‌نامند. قاعده برگ گاهی به صورت نیام (غلاف) گسترش می‌یابد و ممکن است دارای ضایعاتی به نام گوشوارک و زبانک باشد.

انواع برگ

برگ گیاهان دو لپه‌ای

برگ گیاهان دو لپه‌ای ممکن است ساده یا مرکب باشد برگ ساده فقط از یک قطعه تشکیل شده حال آن که برگ مرکب از چند قطعه کوچک به نام برگچه بوجود آمده است. در قاعده برگ گیاهان دو لپه‌ای یک جفت گوشوارک و یک جوانه جانبی قرار دارد. گسترش رگبرگها معمولا شبکه‌ای است.

برگ گیاهان تک لپه‌ای

برگ گیاهان تک لپه‌ای از دو بخش پهنک و نیام تشکیل شده است گسترش رگبرگهای آنها موازی است. در محل اتصال نیام به پهنک زبانک وجود دارد. در بعضی گونه‌های غلات در محل اتصال پهنک به نیام یک جفت گوشواره وجود دارد.

برگ بازدانگان

برگ اکثر بازدانگان سوزنی یا پولک مانند است. برای مثال برگ سوزنی در کاج و پولک مانند در سرو وجود دارد. برگهای سوزنی فقط یک رگبرگ دارند و به نوک تیزی ختم می‌شوند.

آرایش جوانه برگ (آرایش برگ بر روی ساقه)

  • برگهای متقابل: آرایش برگها به صورتی است که در هر گره دو برگ روبروی هم قرار گرفته‌اند مانند زبان کنجشک و یاس بنفش.

  • برگهای فراهم: در این آرایش برگی در هر گره بیش ار دو برگ وجود دارد مانند خررزهره.

  • برگهای متناوب: در هر گره شاخه فقط یک برگ دیده می‌شود مانند گردو.

ساختار درونی برگ

ساختار درونی دمبرگ

تمام سطح دمبرگ از بشره ای پوشیده شده که امتداد بشره ساقه است. و در درون آن پاراشیمی وجود دارد که رگبرگها از میان آن می‌گذرند. آوندهای چوب - آبکش با همان وضعی که در ساقه قرار دارند (آوندهای آبکشی در خارج و آوندهای چوبی در داخل)وارد برگ می‌شوند.

ساختار درونی پهنک

  • بشره در دو سطح بالایی و پایینی برگ قرار دارد.

  • مزوفیل در بین دو لایه بشره واقع شده است.

  • رگبرگها یا دسته‌های آوندی مزوفیل از دو نوع پارانشیم نرده‌ای و حفره‌ای تشکیل شده است که فضای بین بشره زبرین زیرین برگ را پر می‌کند. رگبرگها ادامه رشته‌های آوندی دمبرگ‌اند. آوندهای چوب - آبکش با همان وضعی که در ساقه قرار دارند وارد دمبرگ می‌شوند. انتهای رگبرگ عموما به یک تراکئید ختم می‌شود رگبرگها علاوه بر هدایت مواد ، نگاهدارنده بافتهای برگ نیز هستند.




 

 


تنوع و اقسام برگ

برگ ساده

برگهایی که پهنک واحدی دارند و به آنها برگهای ساده می‌گویند. پهنک برگهای ساده ممکن است کامل بوده ، یا به حاشیه به علت بریدگیها یا فرورفتگیها اشکال مختلف پیدا کند. انواع برگهای ساده را از روی پهنک و کناره آنها که دارای دندانه یا کنگره است و همچنین بر حسب نوع و عمق بریدگی حاشیه که سطحی است و یا کم و بیش به رگبرگ و سطحی می‌رسد نامگذاری می‌کنند.

تصویر

برگ مرکب

برگهایی که پهنک آنها از برگچه‌های متعدد تشکیل می‌شود به برگهای مرکب مرسوم‌اند. برگهای مرکب از برگچه‌های متعدد تشکیل می‌شوند، اگر برگچه‌های برگ مرکب در طرفین یک رگبرگ مشترک که راشی نام دارد قرار گیرند آن را برگ مرکب شانه‌ای یا پرمانند می‌گویند. دیگر از اشکال مهم برگ مربوط به وضع و اشکال نوک و کناره‌های پایینی آن است که در شناسایی انواع گیاهان اهمیت مخصوص دارند.

عده ای از مولفان برگهای مرکب شانه‌ای را ابتدایی‌تر از برگهای کامل یا ساده می‌دانند و به عبارت دیگر تکامل برگ را از حالت مرکب بودن به طرف سادگی و کامل شدن عنوان می‌کنند. مورفولوژیستها برای اثبات این نظریه دلایل بیشماری از مقایسه برگ یا فروند گیاهان فسیلی یا گیاهان امروزی ذکر می‌کنند. در طبیعت فعلی نیز برخی از درختان که برگهای مرکب شانه‌ای دارند مانند
کرات یا لیکلی که در جنگلهای اطراف
دریای خزر فراوان می‌روید، دارای برگهای مرکبی هستند که بعضی از برگچه‌های آنها با برگچه‌های مجاور خود چسبیده و یکی شده‌اند.

وظایف برگ

  • تعرق: دفع آب به صورت بخار از سطح برگ را تعرق می‌گویند. تعرق به صورت روزنه‌ای ، پوستکی و عدسکی صورت می‌گیرد. ولی به صورت روزنه‌ای بیشتر دیده می‌شود. اهمیت تعرق به سبب تعرق جریان یافتن آب در گیاهان است.

  • تعریق: دفع آب به صورت مایع از سطح برگ را تعریق می‌نامند.

  • فتوسنتز: فتوسنتز فرآیندی است که در آن گیاهان سبز در برابر نور خورشید و با استفاده از دی‌اکسید کربن هوا و همچنین آب ، گلوکز می‌سازند و اکسیژن آزاد می‌کنند.

  • تنفس: فرآیند آزاد سازی انرژی شیمیایی مواد غذایی را به کمک اکسیژن تنفس می‌گویند.